در آغاز دهه فجر و در سالروز بازگشت امام خمینی( ره) به ایران اسلامی عزیز، و به دور از تفاسیر و طراحی های سیاسی و گنده گویی های غلو آمیز (که آفت همیشگی و تاریخی جامعه ایران بوده و است) به نظر می رسد با گذشت زمان، عمق و ابعاد شخصیت برجسته مرحوم امام خمینی ره، روز به روز آشکارتر خواهد شد.
شاید بتوان شجاعت، هیأت و هیبت رهبری و ریاست را بزرگترین برجستگی های فردی شخصیت مرحوم امام خمینی ره دانست. آن مرحوم بزرگ زاده ای است که در فضای تربیت خانوادگی خود، آداب بزرگی را آموخته و با مردی و مبازره و مقاومت بیگانه نیست. او، واجد ویژگی های فردی لازم برای راهبری نظیر اقتدار و استقلال و سیمای کاریزماتیک است. به همین دلیل لازم نیست برای جا انداختن و قبولاندن مرحوم امام خمینی ره به عنوان یک رهبر، در هر جمع و جامعه ای کوشید. و چه خوش فرمود جناب حافظ که: ای قبای پادشاهی، راست بر بالای تو.
از نظر حوزوی و مقام فقهی (که دانش غالب در حوزه های علمیه محسوب می شود)،‌ مرحوم امام خمینی ره یک مرجع است. امام ره در همان ایام اعتراضات سال ۱۳۴۲ در مظان مرجعیت بود و از عالی ترین سطوح فقهی و حوزوی، پای به عرصه سیاست گزارد.
از جهات علمی، مرحوم امام خمینی ره در فلسفه اسلامی و عرفان نظری، دانشمندی صاحب اثر و نظر است. اگر چه در فضای حوزه های مبارکه علمیه در روزگار امام خمینی ره، فلسفه و عرفان چندان مورد اقبال و استقبال نبوده است، اما شخصیت مستقل و مقتدر مرحوم امام ره در این عرصه ها نیز به خوبی طلبگی و تلمذ کرده است. گمان من بر آن است امام ره تنها از منظر فقه (چنانچه مصطلح و مرسوم است)، حوادث را نمی نگریست و نوع نگاه ایشان به جریانات و امور، از تحصیل جدی آن مرحوم در فلسفه و عرفان متأثر بوده است.
از منظر سیاسی، شاید بتوان مردمی بودن را برجسته ترین ویژگی مرحوم امام خمینی ره دانست. امام ره را می توان تبلور و تجسم مطالبات متراکم تاریخی ایرانیان دانست. اگر استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را شعار محوری انقلاب مردمی ایرانیان در دهه پنجاه بدانیم، مرحوم اما خمینی ره، تجسم عینی این شعار است. او با مردم به میدان آمد، با تکیه بر نیروی مردم پیروز میدان مبازرات شد، با مردم، بر مسائل اولیه انقلاب و جنگ فائق آمد و بالاخره در میان اندوه میلیونی یک ملت، به خاک سپرده شد.
گمان من بر آن است که اگر تقسیم جامعه به دو بخش مردم و مسؤولان درست باشد، امام خمینی ره که از منظر سیاسی در رأس هرم حاکمیت قرار دارد، از لحاظ فردی و اعتقادی کاملاً در جناح و جبهه مردم قرار می گیرد و نه در طرف مسؤولان. به همین دلیل هیچگاه مرحوم امام خمینی ره از نقش مردم در حکومت به معنایی که برخی از به اصطلاح تئوریسین ها در سال های بعد سخن گفتند، حرفی به میان نمی آورد. چراکه جایگاه مردم در اندیشه امام مفروض (پیش فرض مقبول) است و مردم را آشکارا و با تأکید و تکرار هم به عنوان “علت ایجادی” (موجده) و هم در مقام علت استمرار (مبقیه) جریان انقلاب اسلامی، در نظر دارند.
زبان و گفتمان مرحوم امام خمینی ره در موضوعات سیاسی و اجتماعی کاملاً مردمی و قابل فهم برای همگان است. در سخنرانی های مرحوم امام خمینی ره از موضوعات پیچیده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی صحبت نمی شود، اصطلاحات تخصصی به کار گرفته نمی شود و در جزئیات اجرایی امور، وارد نمی شوند. در عالم اصطلاحات علم مدیریت، شأن “رهبری” (Leadership) با جایگاه مدیریت (Management) متفاوت است و شاید با استفاده از این تعبیر دقیق بتوان مرحوم امام خمینی را به معنای فنی کلمه یک رهبر (Leader) دانست و نه یک مدیر (Manager).
امام خمینی ره در اوج اقتدار سیاسی و در مقام مرجعیت دینی و از منتهای مدارج فقهی و همچنین به عنوان یک حکیم برجسته الهی، همچون یک آخوند معمولی و مردمی، همگان را به خدا (جل و علی) فرا می خواند. خلاصه و عصاره حرف ایشان برای همه اصناف و اقشار و آحاد مردم تنها همین حرف ساده اما به شدت عمیق و تأثیرگذار است. تفاوتی ندارد که مخاطبان ایشان چه کسانی باشند. مدیران طراز اول حکومت و یا مردم عادی و عامی. زنان یا مردان. روحانیان، دیپلمات ها و یا نمایندگان مجلس. امرای نظامی، بسیجیان، اساتید یا دانشجویان و یا … . امام خمینی ره در مقام یک رهبر الهی، یگانه راه اصلاح امور در عرصه های سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و … را تنها و تنها یک چیز می داند: گذار از نفسانیات و منیت ها، عمل به وظیفه و حرکت مجاهدانه در راه خدا. وَالَّذینَ جاهَدوا فینا، لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا (عنکبوت/۶۹).

به قلم: علــــی اکبــــر قیــــومـی